فرآیندهای رشد و پیشرفت تکنولوژی و ماشینی شدن زندگی موجب گردیده است که، امروزه بر توجه ویژه به امر ورزش بعنوان یکی از مهمترین ضروریات زندگی در عصر حاضر در نزد دولتمردان تاکید گردد و مسلماً با عنایت به کارکردهای مختلف ورزش، استفاده از آن در جهت توانمند نمودن جامعه مولد روستایی و عشایری، مسلماً تأثیرات مفید و شایان توجهی در عرصه های مختلف را باعث می گردد، ارتقاء سطح سلامت و افزایش نشاط و شادابی بین اقشار مختلف جامعه روستایی و بخصوص جوانان ضمن کاهش و تعدیل ناهنجاریهای اجتماعی از به هدر رفتن سرمایه های ملی جلوگیری نموده و با افزایش سطح بهره وری در این بخش زمینه استقلال کشور را در حیطه فعالیتهای کشاورزی و دامپروری فراهم می نماید.
لزوم برنامه ریزی به منظور جلب مشارکت هر چه بیشتر روستائیان اعم از زن ومرد و همچنین پیش بینی تمهیدات مقتضی از قبیل تهیه امکانات و تجهیزات ورزشی و در کنار آن برگزاری مسابقات و بخصوص تأمین نیروی انسانی متخصص در امر ورزش از مهمترین استراتژیهای سازمان تربیت بدنی است که از طریق فدراسیون ورزش روستایی و عشایری جامعه عمل می پوشد.
در این خصوص با عنایت به نقش و جایگاه ورزشکاران روستایی که در سایه تلاش و پشتکار خاص موفق به کسب رتبه های در خور توجه در سطوح مختلف ورزش قهرمانی می شوند تبیین و تدوین برنامه های مستمر به منظور حمایت و پشتیبانی از فعالیتهای ورزشی در مناطق روستایی و عشایری، فرآیندهای توسعه فراگیر و پایدار ورزشی در این مناطق را تسهیل و تسریع می نماید.
از آنجائیکه ارزیابی و ملاحظه رشد کیفی فعالیتهای ورزشی درمناطق مذبور نیازمند پروسه های زمانی بلند مدت می باشد لیکن با توجه به تدوین معیارهای کمی منطبق بر شاخصهای سند راهبردی و همچنین شاخصهای اهداف کمی برنامه چهارم توسعه میتوان ارزیابی منطقی و معقولی از برنامه های فدراسیون بعمل آورد.
اجرایی نمودن هر برنامه ای نیازمند تأمین منابع مالی مربوطه بوده لذا به منظور تحقق اهداف برنامه های کوتاه مدت فدراسیون که در چارچوب تقویم ورزشی سالیانه عینیت می یابد فراهم نمودن تسهیلات و پیش بینی تمهیدات لازم در جهت تأمین اعتبارات از عمده ترین وظایف بوده که در این زمینه با توجه منابع بالقوه موجود و نظر به گستردگی حوزه فعالیت در این بخش، اعتبارات مورد نیاز سال ۱۳۸۵ بخصوص در جهت اجرای تقویم ورزشی مربوطه از محلهای ذیل پیشنهاد و تأمین می گردد:
– کمکهای سازمان تربیت بدنی
– کمکهای سایر دستگاههای دولتی بویژه از محل اعتبارات بند ب ماده ۱۱۷ قانون برنامه چهارم توسعه
– منابع مالی استانی
– کمکهای مردمی
– اعتبارات ستاد مبارزه با مواد مخدر
نکته شایان توجه در تقویم مذکور معطوف نمودن هزینه ها به وظایف اصلی بهره گیری از توان بالقوه در مناطق روستایی و عشایری و بخصوص صرفه جویی در پرداخت هزینه های برگزاری مسابقات ورزشی است که از کمک علاقمندان و داوطلبان در این مناطق استفاده می گردد و مسلماً در اهداف فدراسیون برنامه ریزی برای ارتقاء سطح دانش و آگاهی این افراد از اولویت ویژه ای برخوردار می باشد.
در حال حاضر سرانه فضای ورزشی در کشور حدوداً ۵/۰ متر مربع برآورد گردیده است که سهم جامعه روستایی کمتر از ۱۰/۰ متر مربع به ازای هر نفر از جامعه روستایی و عشایری می باشد فلذا با توجه به سیاستها و اهداف برنامه چهارم توسعه و رسیدن به مرز یک متر مربع سرانه فضای ورزشی به منظور جلوگیری و کاهش روند مهاجرت روستائیان به شهر بر ضرورت احداث فضاهای ورزشی در مناطق روستایی تأکید گردیده و با توجه به فاصله موجود که حداقل ۱۰۰۰ میلیارد تومان برای رسیدن به وضع فعلی نیاز اعتباری برای تأمین فضاهای ورزشی در مناطق روستایی است برنامه ریزی در جهت استفاده از اماکن بلااستفاده یا فضاهای ورزشی ارزان قیمت به منظور تعدیل فاصله موجود از مهمترین راهبردهای فدراسیون می باشد.
مع الوصف رسیدن به مرز یک متر مربع دور از دسترس نیست و با عنایت به استفاده بهینه از منابع و توان بالقوه در بخشهای مختلف و همچنین احداث فضاهای ورزشی روباز، تحقق اهداف تبیین شده در این بخش ممکن می گردد معهذا به منظور فراهم شدن زمینه فعالیت زنان روستایی، که این امر مستلزم تأمین و احداث فضاهای سرپوشیده است و امید است در سال ۱۳۸۵ بتوانیم با افزایش ۵/۰ متر مربع به سرانه فضاهای روباز ورزشی و همچنین ارتقاء سرانه فضای ورزشی سرپوشیده در این مناطق به میزان ۱/۰ نسبت به وضع موجود در پایان برنامه چهارم توسعه اهداف و سیاستهای سازمان در این بخش محقق سازیم. منابع مالی مورد نیاز جهت احداث پروژه های ورزشی روباز و سرپوشیده در سال ۸۵ حدوداً ۳۰۰ میلیارد ریال برآورد می گردد. از آنجائیکه پیش بینی تمهیدات و امکانات و برنامه های مورد نیاز بعنوان مهمترین مؤلفه های پشتیبانی به منظور فراهم نمودن زمینه مشارکت هر چه بیشتر جامعه روستایی و عشایری در فعالیتهای ورزشی است لذا یکی از اهداف مهم این فدراسیون ارتقاء جلب مشارکت جمعیت تحت پوشش به میزان ۳۰% از کل جامعه روستایی و عشایری در پروسه زمانی ۵ ساله و در هر سال حدوداً ۶% (حداقل یک میلیون نفر) از کل جمعیت ساکن در این مناطق می باشد.